هنگامه شهیدی



نام: هنگامه شهیدی
سن: سی و پنج سال
فعالیت: روزنامه نگار، عضو حزب اعتماد ملی و مشاور امور بانوان مهدی کروبی
بازداشت: در تاریخ نهم تیرماه هشتاد و هشت به دنبال دستگیری های پس از انتخابات بازداشت و در دهم آبان هشتاد و هشت با تودیع وثیقه نود میلیون تومانی آزاد شد.
در ششم اسفند هشتاد و هشت، یک روز پس از صدور حکمش، در پی احضار به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات بازداشت و برای گذراندن دوران محکومیت خود به زندان اوین منتقل گردید.
اتهامات: شرکت در اجتماعات غیرقانونی، تبانی به قصد برهم زدن امنیت، تبلیغ علیه نظام از طریق وبلاگ نویسی، اهانت به رئیس جمهور
حکم: شش سال و سه ماه و یک روز حبس تعزیری که در دادگاه تجدید نظر با تخفیف اهانت به رئیس جمهور به شش سال حبس و پرداخت پنجاه هزار تومان وجه نقد تبدیل گردید.

در بیست و سوم شهریورماه، دادستانی تهران شرط مرخصی آمدن هنگامه شهیدی را علیرغم وضعیت وخیم جسمانی او، تودیع وثیقه ششصد میلیون تومانی اعلام کرد که تلاش خانواده او برای کاهش این مقدار وثیقه بی نتیجه مانده است.

- وبلاگ هنگامه شهیدی که بعد از دستگیری او توسط خانواده اش به روز میشود.
- ناگفته های پرونده هنگامه شهیدی- محمد مصطفائی وکیل او
- نامه هنگامه شهیدی به سعید شریعتی- کجای کار ایراد داشت.
- نامه سعید شریعتی به دختر هنگامه شهیدی: ثانیه شماری می کنم تو را در آغوش پر مهر مادرت ببینم.
- نامه هنگامه شهیدی از زندان در دفاع از محمد مصطفائی


پیش تر ها:
- شیوا نظرآهاری
- ابوالفضل عابدینی
- بهاره هدایت
- سید علیرضا بهشتی شیرازی
- شبنم مددزاده
- بهروز جاوید تهرانی
- عاطفه نبوی

- ضیاء نبوی
- مهدیه گلرو
- منصور اسانلو

کجا بودم، کجا رفتم، کجاام من نمیدانم...


چند روزه که مدام به قطعه " سِر ِ وجود" فرزین دارابی فر و غزل عطار آن گوش میدهم. بخصوص آنجا که می گوید" چگونه دم توانم زد در این دریای بی پایان/ که درد عاشقان آنجا به جز شیون نمیدانم" .
سوم مهر، فرزین دارابی فر و گروهش در فستیوال موسیقی شهر کلن برنامه اجرا کردند که به طور زنده از رادیوی شهر کلن هم پخش میشد. از هشتاد گروه موسیقی شرکت کننده در فستیوال تنها پنج گروه برای پخش رادیویی انتخاب شده بودند که یکی از آن پنج گروه، گروه دارابی فر بود. قبلاً کارهای دیگری از فرزین دارابی فر و گروهش را شنیده بودم و می دانستم که دارابی فر با گروه شهناز و استاد شجریان هم برنامه اجرا کرده است . اما برنامه این هفته کوک ِ بهزاد بلور نگاه نزدیک تری داشت به زندگی فرزین دارابی فر با یکی دو اجرای زنده عالی در بیمارستان . چرا بیمارستان؟ فرزین دارابی فر ده سال است که هر دو کلیه خود را از دست داده و در این ده سال هرشبش با بیمارستان و دستگاه دیالیز گره خورده است. بسیاری از شب های ِ بیمارستان پُر است از صدای تار او و تنبک نسیم یکی از نوازندگان گروهش که شب ها در بیمارستان خود را برای اجرا و برنامه ها ی روز بعد آماده میکنند. دمت گرم فرزین دارابی فر با آن چهره خسته اما پر انگیزه ات که نشان دادی زندگی با تمام سختی هایش ارزش جنگیدن و پیروز شدن را دارد.

منصور اسانلو



نام: منصور اسانلو
سن: پنجاه و یک سال
فعالیت: رهبر سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
بازداشت ها: دی ماه هشتاد و چهار در پی اعتراضات کارگری دستگیر و بعد از هشت ماه با قید وثیقه آزاد شد.
بیست و هشت آبان هشتاد و پنج، مجدداً بازداشت و بعد از یک ماه با قید کفالت آزاد گردید.
نوزدهم تیر هشتاد و شش بازداشت شد که از آن تاریخ تا امروز همچنان در زندان به سر می برد.

اتهام: اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام
حکم: پنج سال حبس قطعی + در پانزدهم مرداد هشتاد و هشت در پی حضورش در شعبه یک دادگاه کرج مجدداً به اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس دیگر محکوم شد.
زندان: رجایی شهر کرج

- در آذر ماه هشتاد و هشت اسانلو در حالیکه دومین سال از دوران محکومیتش را پشت سر می گذاشت به حکم دیوان عدالت از کار اخراج و از تمام حقوق و مزایای بیست و هفت سال کارگری خود برای همیشه محروم گردید.
- در خرداد هشتاد و نه، اسانلو با اتهام جدیدی تحت عنوان ارتباط با گروه های معاند با نظام روبرو شد که تا به امروز این اتهام را نپذیرفته و آن را بی اساس دانسته است.

- گفت و گو با همسر منصور اسانلو
- همسر منصور اسانلو: بر اثر حمله مأموران عروسم فرزندش را سقط کرد.
- گزارش تصویری از آزادی اسانلو در سال هشتاد و پنج

پیش تر ها:
- شیوا نظرآهاری
- ابوالفضل عابدینی
- بهاره هدایت
- سید علیرضا بهشتی شیرازی
- شبنم مددزاده
- بهروز جاوید تهرانی
- عاطفه نبوی

- ضیاء نبوی
- مهدیه گلرو

نه، به اعدام


به مناسبت ده اکتبر؛ روز جهانی مبارزه علیه اعدام

من، خیلی وقت است که تکلیف خودم را با مجازاتی به نام " اعدام" روشن کرده ام. از همان زمان که اولین بار تصویر تلخ و آزاردهنده انسانی را با دست و پای بسته، و گردن شکسته بالای جرثقیل های غول آسا دیدم. من با اعدام مخالفم. با هر نوعش و برای هر جرمی که صادر شده باشد مخالفم. تمام و کمال هم مخالفم. تبصره و اما و اگر هم برایم وجود ندارد. برایم فرقی نمی کند مجرمی که امروز جسد بیجانش بر بالای چوبه دار تاب می خورد چه جرمی داشته و چه عمل وحشیانه و غیرانسانی را مرتکب شده است. من با اعدام مخالفم، چون اعدام را مجازاتی غیر قابل بازگشت می دانم. چون معتقدم در سیستم های قضائی بیمار ِ سراسر دنیا و بخصوص در کشورهایی نظیر کشورمان، تعداد انسان هایی که منصفانه - منصافه با تعریفی که برای مجازات اعدام در سیستم قضائی آن کشور تعیین شده است- سالانه اعدام میشوند، بسیار کمتر از آنی ست که رقم واقعی اعدام ها نشان می دهد. من با اعدام مخالفم چون می دانم در دنیای بی رحم امروز چانه زنی و معامله بر سر جان انسان ها چه قدر آسان است و به چه بهای ارزانی می توان بر سر زندگی انسان ها معامله کرد و دیده ام که چه راحت می توان "" جرم ""را به دلخواه و برای خوشآیند گروهی تأویل و تفسیر کرد. من با اعدام مخالفم چون اعدام را ساده ترین روش، برای حذف یک مجرم میدانم. مجرمی که در بستر بسیاری از معضلات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی پرورش یافته است؛ جامعه ای که چه بسا اگر بیمار نبود بسیاری از جرم و جنایت ها را هم با خود به همراه نداشت. من با اعدام مخالفم چون بسیاری از انسان ها را شایسته اعطای فرصتی دوباره برای زندگی کردن میدانم. فکر می کنم برای لغو مجازات اعدام از سیستم قضائی کشور در وهله اول باید تکلیف خودمان را با این مجازات و مجازات هایی از این دست روشن کنیم. راست و پوست کنده. بدون هیچ تبصره و اما و اگری.

پی نوشت: تصویر از کیانوش رمضانی ست. یکی از تلخ ترین اعدام هایی که هنوز از فکر کردن به آن منقلب می شوم؛ اعدام بهنود شجاعی ست. پسر بیست و یک ساله ای که در هفده سالگی در نزاعی جمعی پسری هم سن و سال خود را به قتل رساند و چهار سال بعد در نوزده مهر سال هشتاد و هشت به چوبه دار سپرده شد. نیاز به توضیح نیست که اشاره تصویر به اعدام کودکانی ست که در سن های کم مرتکب جرم شده و بعد از هجده سالگی در ایران اعدام میشوند.

من از دنیای بدون کودک می ترسم!‏



ششم اکتبر سال هزار و نهصد و پنجاه و سه، سازمان ملل، یونیسف یا همان صندوق بین المللی اضطراری کودکان را به عنوان یکی از بخش های دائمی خود به رسمیت شناخت. در هشتم اکتبر همان سال این روز به نام روز جهانی کودک معرفی شد. عملکرد اصلی یونیسف از کنوانسیون حقوق کودک منشأ میگیرد. کنوانسیونی که در مقدمه آن آمده است: کودک باید در فضائی سرشار از خوشبختی، محبت و تفاهم بزرگ شود. آرزویی که تا به امروز برای بسیاری از کودکان جهان برآورده نشده است. کودکانی که از همان بدو تولد به دنیای بی رحم بزرگسالی هل داده میشوند و دنیایشان هیچ رنگ و بوئی از شادی ها، بی خیالی ها و سرخوشی های کودکانه ندارد. طبق آمار سازمان های بین المللی امروزه در سراسر جهان دویست و پانزده میلیون کودک کار وجود دارد و متأسفانه طبق آمار ارائه شده از سوی مرکز آمار ایران در سال هشتاد و هشت تعداد کودکان کار و خیابان در ایران به رقم دو میلیون و پانصد هزار کودک در آمارهای رسمی رسیده است که این تعداد در آمارهای غیر رسمی بیشتر از این ها نیز گزارش شده است. به امید روزی که کودکان در سراسر جهان مجال کودک بودن و کودکی کردن را بیایند.

تصویر از خشایار الیاسی ست. تیتر نوشته هم از نمایشگاه عکس های او با موضوع کودکان افغان و کار است که در سال هشتاد و هفت در تهران برگزار شد.

مهدیه گلرو



نام: مهدیه گلرو
فعالیت: فعال دانشجویی، عضو شورای مرکزی دفاع از تحصیل، عضو کمیته دفاع از حقوق شهروندی ستاد مرکزی مهدی کروبی
تاریخ بازداشت: دوازدهم آبان هزار و سیصد و هشتاد و هشت به همراه همسرش وحید لعلی پور بازداشت شد.
تاریخ اولین دادگاه: شانزدهم فروردین هشتاد و نه
تاریخ دادگاه تجدید نظر: شانزدهم تیر هشتاد و نه
اتهام: تبلیغ علیه نظام، تجمع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی، همکاری با گروهک منافقین
حکم: دو سال زندان بعلاوه اجرای حکم یک سال حبس تعلیقی که در آذرماه هشتاد و هشت به اتهام تبلیغ علیه نظام از طریق مقالاتی که باعث سیاه نمائی میشود، مصاحبه با رسانه های بیگانه و نشر اکاذیب

دادگاه برای مهدیه گلرو وثیقه هفتصد میلیون تومانی صادر کرده است که با پیگیری خانواده او به پانصد میلیون تومان تقلیل داده شد اما مهدیه گلرو به علت عدم توان خانواده در تأمین وثیقه همچنان در بازداشت به سر می برد.

- وبلاگ مهدیه گلرو را آزاد کنید که توسط وحید لعلی پور همسر او راه اندازی شده است.
- نامه همسر مهدیه گلرو به بازجویان پرونده او
- تیغه عدالت روزی برهنه خود را نشان خواهد داد / نامه مهدیه گلرو از اوین
- نامه مهدیه گلرو به مناسبت سالگرد ازدواجش از زندان اوین

پیش تر ها:
- یاران دربند : شیوا نظرآهاری
- یاران دربند: ابوالفضل عابدینی
- یاران دربند: بهاره هدایت
- یاران دربند: سید علیرضا بهشتی شیرازی
- یاران دربند: شبنم مددزاده
- یاران دربند: بهروز جاوید تهرانی
- یاران دربند: عاطفه نبوی

- یاران دربند: ضیاء نبوی

روبان صورتی



اکتبر؛ ماه اطلاع رسانی و آگاهی از بیماری سرطان سینه در سراسر جهان است. در این ماه، در تمام جهان از رنگ صورتی به عنوان، رنگ نمادین اطلاع رسانی از این بیماری استفاده می شود. سرطان سینه، دومین عامل مرگ و میر زنان بعد از سرطان پوست در دنیاست. در ایران نیز طبق آمار شایع ترین علت مرگ ومیر زنان در محدوده سنی سی و پنج تا پنجاه و پنج سالگی ابتلا به سرطان سینه گزارش شده است. تقریباً درهشتاد درصد موارد چنانچه این بیماری زود تشخیص داده شود، درمان قطعی را به همراه خواهد داشت. اما جدا از مسئله ابتلا به بیماری سرطان سینه به نظرم یکی از مسائل مهمی که زنان مبتلا به این بیماری با آن همراه هستند مسئله " ماستکتومی" و یا همان برداشتن قسمتی یا تمام سینه و بافت های درگیر با سرطان می باشد که بی توجهی به بیمار پس ازاین جراحی می تواند تأثیرات روحی و روانی و تغییرات خلقی منفی را به همراه داشته باشد. ماستکتومی می تواند منجر به احساس نقص عضو و ناتوانی، ایجاد تنفر و اختلال در تصویر ذهنی از بدن، کاهش جذابیت و عملکرد جنسی گردد که اختلالات خلقی و روانی را به همراه خواهد داشت.
سال دو هزار و هفت مجله تایم مصاحبه و گزارش های جالبی را در ارتباط با سرطان سینه و بخصوص چگونگی تشویق زنان به صحبت کردن درارتباط با آن و کنار گذاشتن حجب و حیایی که بسیاری به آن مبتلا هستند و متأسفانه در ایران این مسئله شاید چشمگیرتر از نقاط دیگر دنیا هم باشد، منتشر کرد. در مطلبی با عنوان " چگونه با دوستان مبتلا به سرطان خود صحبت کنیم" مصاحبه ای با " لُری هوپ" نویسنده کتاب موفق " کمک کنید تا زندگی کنم: بیست نکته که باید در ارتباط با بیماران مبتلا به سرطان بدانید" که خود به مدت پنج سال با سرطان ریه دست و پنجه نرم کرده، را داشته است. لری از تجربیات خود در ارتباط با سرطان خصوصاً سرطان سینه ای که دوست صمیمی اش به آن مبتلا شده است، صحبت میکند. فکر میکنم این مصاحبه و مقاله های آن تا به امروز به فارسی ترجمه نشده باشند یا لااقل من آن را ندیده ام. سعی میکنم بعد از ترجمه، آن ها را در وبلاگ قرار دهم. به هرحال توجه به این بیماری آنقدر در سراسر دنیا زیاد بوده که ماه اکتبر را جهت بالابردن سطح آگاهی عمومی از این بیماری شایع در بین زنان اختصاص داده اند.
در فیس بوک هم به عنوان یک شبکه مجازی اجتماعی پرمخاطب حرکتی به راه افتاده است که پیامی تحت عنوان "what color bra you were wearing at the moment " از یک خانم به خانم دیگر ارسال میشود و بدین ترتیب رنگ صورتی به عنوان نمادی از بیماری سرطان سینه و نمادی از توجه زنان به بدن خود انتخاب میشود که حرکتی ست در راستای کمک به ارتقاء آگاهی از این بیماری در سطح جهانی.

مقالات خواندنی در این باره:
- سرطان سینه، علل، تشخیص و پیگیری آن
- روبان صورتی نماد سرطان سینه- روزبه بخیت
- از آتوسا تا اوریانا فالاچی- سرطان سینه در گذر تاریخ- یک پزشک