می نویسم برای توئی که فردا می آیی!


بیست و چهارم شهریور یکهزار و سیصد و نود

دست و پایش را با زنجیر بسته اند. در زندان اوین، همان زندان نام آشنای آن روزها! پنجاه ضربه شلاق به جرم اظهار عقیده ای که آن روزها " حق" هیچ کداممان نبود، بر پیکرش فرو نشانده اند. می نویسم برای توئی که فردا خواهی آمد. توئی که فردا این سطرها را با بهت و ناباوری و اشک خواهی خواند. تا بدانی " آزادی" در این سرزمین به چه بهای گزافی به دست آمده است!


در این باره:

1 نظرات:

Ali گفت...

سلام. آفرين به کسانی که برای رسيدن به حق از سختی‌ها گريزی نداشتن!

ارسال یک نظر