حال همه ی ما خوب است اما تو باور مکن!



صبح که به قول معروف کرکره های شرکت می رود بالا اولین کار چک کردن قیمت روز ارز است. همه به گوش می شوند تا یکی از بچه های شرکت با صدای بلند قیمت روز ارز را اعلام کند.  بعد از شنیدن قیمت ها که دیگر سیر صعودی اش هرروزه شده و شنیدن صدای نچ نچ  از گوشه و کنار شرکت و سرتکان دادن های از روی تأسف؛ نوبت پیگیری مطالبات می شود. مطالبات از شرکت های بزرگ و قدرقدرت  ِ دولتی، نیمه دولتی و خصوصی که انگار این روزها همه حال و روز مشابه ای پیدا کرده اند. چک های برگشت خورده، فاکتورهای پرداخت نشده و روی هم تلنبار شده و در آخر هم شنیدن این جمله از مشتری هایی که هر کدام قبلن برای خودشان سری داشته اند در صنایع کشور، که به یاد ندارند اوضاع شرکت یا سازمانشان تا به امروز تا این حد نابسامان و به هم ریخته باشد. اینکه شرکت شما تنها شرکت طلبکار نیست و بودجه ای ندارند یعنی بهشان نداده اند که بخواهند از آن پرداختی هایشان را پرداخت کنند. 
 دیگر شنیدن این جملات تکراری کارد را به استخوان رئیس روسای شرکت رسانده است آنقدری که این روزها به فکر افتاده اند که پیگیری چک های برگشت خورده را بسپارند به دست یک وکیل بلکه پول های چندین ماه پرداخت نشده یشان را زنده کنند. در این گیر و دار و اوضاع نابسامان اقتصادی که همه جا خبر از ورشکستی و تعطیلی صنایع مختلف و تورم و فقر و بی پولی و گرانی در یک کلام « بدبختی» است اگر اوضاع نابسامان سیاسی داخلی و خارجی را کلن نادیده بگیری، میشنوی که  گفته اند الحمدالله، کشور درمجموع، در حال پیشرفت ِ مطلوب است
پوزخندی به روی لبانت می نشیند و یاد این شعر از سیدعلی صالحی می افتی که می گوید: " حال همه ی ما خوب است. ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند" ....آری می گویند این روزها حال همه ی ما خوب است اما تو باور مکن!"

1 نظرات:

pirefarzaneh گفت...

آن هم خیلی خوب !!!!

ارسال یک نظر