زمستان هرقدر طولانی، بهار آمدنی است. می دانم.


روزنامه "اعتماد" توقیف شد، آن هم از نوع موقت اش. همانند "اعتماد ملی" که از مردادماه به طور موقت، توقیف است!!! هفته نامه "ایراندخت" هم لغو امتیاز شد. یعنی شنبه ها دیگر خبری از سرمقاله های محمدقوچانی و کارتون " محله خالتورهای" بزرگمهر حسین پور نیست. همه این خبرها در راستای همان آزادی نزدیک به مطلقی است که معرف حضورتان هست. پیش خودت می گویی، هنوز "بهار" هست و هنوز هم می توان امید داشت به "آرمان و آفتاب یزد" که می شنوی مأموران امنیتی در دولت مهرورز، شبانه یورش برده اند به خانه "جعفر پناهی" و او و همسر و دخترش را به همراه پانزده تن دیگر بازداشت کرده اند!!! و تو می مانی به چه می توان دلخوش ماند در سرزمینی که روزنامه هایش مدام توقیف و لغو امتیاز می شوند و خبرنگاران و روزنامه نگارانش به جرم اطلاع رسانی شفاف زندانی؟ هنرمندان متعهدش که هنوز وفادارند به این آب و خاک و مردمی که هرچه دارند از آنها دارند، تهدید و ممنوع الخروج می شوند و یا به حبس کشانده می شوند. به خوابگاه دانشجویانش شبانه حمله می شود، همچون گوسفند آنها را به روی زمین می کشند و آنها را با سر و صورتهای خونین و دست و پاهای شکسته به روی هم میاندازند و از تله گوشت انسانی که ساخته اند، پیروزمندانه فیلم می گیرند. به چه باید دلخوش ماند در سرزمینی که دروغ و فریب، سیاست غالب سیاستمدارانش گردیده است و نه انسان دیگر کرامت دارد و نه جان آن ارزشی؟؟ هرچند می دانم، بهار سرزمین همیشه سبزمان، نزدیک است. و زمستان هرقدر طولانی، بهار آمدنی است. می دانم.

پی نوشت: تصویر از پشت صحنه فیلم آفساید جعفر پناهی است. روایت دخترکان ی که پشت درهای بسته استادیوم ها به خاطر جنسیت شان مانده اند و برای گذشتن از این سد، به هیبت مردانه در میآیند و برای تماشای مسابقه فوتبال ایران و بحرین پا به استادیوم میگذارند. هرچند بخت با آنها یار نیست و توسط سربازان دستگیر می شوند. جعفر پناهی در فیلم هایی چون دایره و آفساید، محدودیت ها و محرومیت های زنان در ایران را به تصویر می کشد، هرچند تقریباً هیچ کدام از فیلم های پناهی، اجازه اکران در سینماهای ایران را پیدا نکرده اند.

1 نظرات:

سینا گفت...

آزادی بیان از مطلق هم عبور کرده و بس که آزادی داریم نمیدونیم باید چی کار کنیم!!

آرمان و آفتاب یزد رو هم سری بعد میبندن

دیشب هم رامین میگفت "تو آمریکا و اروپا نویسنده رو محروم از نویسندگی و به نشریه کاری ندارن.حالا ما نشریه رو میبندیم که به اشخاص آسیب نرسه!!"
دریغ از اینکه بعد از بسته شدن نشریه خود نویسنده ها هم دستگیر میشن و به زندان می افتن!!

احتمالا پناهی پارتی گرفته بود که همشونو با هم گرفتن!!

ارسال یک نظر