مرداب


کلی برنامه و فکر داشتم برای تعطیلات عید. سفر. گشت و گذار تو سطح شهر. نفس کشیدن در هوای تمیز پایتخت که می دونی همچین چند روز رو شاید مهمون شهر باشه. سر زدن به جاهای دیدنی و تاریخی شهر که شاید در این روزها که خبری از ترافیک اعصاب خرد کن نیست، فقط میسر باشه. و کلی کار دیگه که محول کرده بودم به این تعطیلات طولانی و کشدار. اما تو این چند روز که از شروع تعطیلات گذشته کارم شده لمیدن تو تختخواب و گهگاه کتابی را از سر بی حوصلگی ورق زدن و وب سایت های خبری رو مثل روزهای دیگه بالا پائین کردن. انگار دچار رخوت و سکونی ابدی شده ام. 

1 نظرات:

آرمین آیرانی گفت...

سلام روزبخیردوست عزیز مطالب بسیارقابل توجه ای نوشتیدبسیارجالب بودتشکرمیکنم.

ارسال یک نظر