روزمره گی


بی حوصله ام. دیروز بدون هیچ دلیلی برای امروز مرخصی گرفتم. بعد از چندین سال کم خوابی و کله سحر بیدار شدن. امروز به زور ساعت نه و نیم از خواب بیدار شدم. دردی در قفسه سینه ام جا خوش کرده است. شال و کلاه می کنم و به بخش اورژانس بیمارستان نزدیک خانه می روم. خانم پرستار بعد از پر کردن مشخصات دلیل آمدنم را می پرسد. از دردی که در قفسه سینه دارم می گویم و  باری که انگار روی آن نشسته است و نفس کشیدن را برایم سخت کرده است. خانم پرستار سر تکان می دهد و در برگه پذیرش چیزهایی که می گویم را می نویسد و بعد راهنمایی ام می کند به اتاقی که برای معاینه مراجعه کنندگان است. روی تخت می نشینم. خانم پرستار فشارم را می گیرد و می گوید فشارت پایین است. خبر جدیدی نیست. می گویم همیشه همین طور است. سری تکان میدهد و می گوید باید نوار قلب بگیرم. روی تخت دراز می کشم. دستگاه کنار دستم با سر و صدا شروع به  پرینت گرفتن یک سری خط کج و معوج می کند که میشود همان نوار قلبی که خانم پرستار گفته است. دکتر از راه می رسد. نگاهی به نوار قلب می اندازد و بعد با دست قفسه سینه ام را فشار میدهد. دردی به زیر پوستم می دود. دکتر به پشت میزش می رود و شروع می کند به نسخه نوشتن و همان طور که مشغول نوشتن است می گوید:  مشکلی نیست. از اعصاب است. چند تا آرام بخش برایت می نویسم.

از اتاق بیرون که می آیم. دوباره به سمت میز پذیرش می روم. انگار می خواهم از هرچه درد و فشار است به خیال خودم با قرص و آمپول به یکباره خلاص شوم. این بار سراغ ارتوپد را می گیرم. زائده روی دستم را که چندین ماه است به حال خودش رها کرده ام را به مسئول پذیرش نشان میدهم. مسئول پذیرش دوباره فرم پر می کند و من را به سمت اتاق معاینه راهنمایی می کند. دکتر پشت میز نشسته است. زائده بدقواره روی دستم را نشانش میدهم. می گوید التهاب گانگلیونی است. می گویم میدانم که اسم این زائده بدقواره گانگلیون است. قبلا در رابطه اش سرچ کرده ام. دکتر سری تکان میدهد و می گوید بعد وقت نکردی دراین چند ماه بیایی و این زائده گانگلیونی را نشان دهی تا از شرش خلاص شوی؟ چیزی برای گفتن ندارم. می گوید باید پیش دکتر متخصص بروی و این زائده را در بیاوری اما فعلا تا سه هفته مچ بند "هند اسلیپ" را استفاده کن. شاید افاقه کرد و نیازی به جراحی نبود.

به داروخانه میروم. پشت شیشه با خط درشت نوشته شده است قیمت داروها افزایش یافته است و با قیمت روی جعبه داروها همخوانی ندارد. لطفا سوال نفرمائید. بدون هیچ سوالی با کیسه ای قرص و یک عدد مچ بند از داروخانه خارج می شوم.

پشت میز کامپیوتر می نشینم و با یک دست شروع به تایپ کردن می کنم. هیچ چیزی تغییر نکرده است. درد قفسه سینه هنوز سرجای خودش است و  زائده التهابی گانگلیون پشت مچ بند "هند اسلیپ" ی که دست چپم را پوشانده، مخفی شده است. دکترها هم این روزها  دیگر به  هیچ دردی نمی خورند.


2 نظرات:

علی گفت...

سلام! هميشه سلامت و خوب باشی. اون زائده گانگليون به‌خاطر استفاده مداوم از ماوس به‌وجود اومده؟ گوشه مچ دست من هم گاهی به همين علت قرمز و گاهی پوسته‌پوسته می‌شه. سعی کن کمتر ازش کار بکشی تا انشالله به‌مرور برطرف بشه چون ظاهراً خودبه‌خود هم می‌تونه از بين بره.

متولد هشت صبح گفت...

اسم با کلاسی داره این زائده. آدم هوس می کنه:دی
سلامت باشی:)

ارسال یک نظر