دروغگو، دروغگو، کارت دانشجوئیت کو؟


اول نوشت: صبر ایوب و دل شیر باید داشته باشی تا با این سرعت پائین اینترنت هوس گذاشتن مطلب جدید در وبلاگت رو پیدا کنی. اما از اونجائیکه گفته اند هر ایرانی، یک رسانه است، ما هم گفتیم وظیفه رسانه ای خود را انجام دهیم. بخصوص بعد از مشاهده چند سکانس از شوی تلویزیونی امروز 8:30 و گزارش شانزده آذری که آنها دیده اند یا آرزو میکردند ببینند.

اول : من که نفهمیدم حضرات فیلترینگ و کم کردن سرعت اینترنت رو به چه دلیل و برای چه کسانی انجام میدهند، اگه هدفشون این که جلوی انتشار خبرها و تصاویر گرفته شده از اعتراضات خیابانی رو بگیرند، حتماً بعد از پنج شش ماه متوجه شده اند، که کم کردن سرعت اینترنت و انواع و اقسام فیلترینگ هائی که اعمال کرده اند، نتوانسته جلوی انتشار اخبار رو بگیره!!!! والله من هنوز به خونه نرسیدم که میبینم کلی فیلم و عکس پخش شده در سایت های مختلف اونم با همین سرعت پائین اینترنت.

دوم: شانزده آذر هم برگزار شد، مثل سیزده آبان و روزهای قبل از آن...تا چشم کار میکرد مأمور بود و نیروهائی که به انواع و اقسام ادوات برای سرکوبی مردم مجهز بودند. اینم یکی دیگه از مواردی است که من هیچ رقمه نمی تونم هضمش کنم. اگه قرار بود معترضین با باتون و گاز اشک آور و بگیر و ببندها میدون رو خالی کنند که تا به امروز می بایست تمام تدابیر جنگی و امنیتی به کار رفته، نتیجه داده و آبها از آسیاب افتاده بود، اما امروز در شانزدهم آذر دیدیم که همچنان بعد از گذشت پنج ماه مردم معترض به خیابان ها آمدند. کتک خوردند، فحش و ناسزا شنیدند تا مرز دستگیری پیش رفتند اما پا پس نکشیدند... بابا به جای عربده کشیدن و خط و نشان کشیدن بنشینید ببینید این مردم چی می گند به خدا هزینه اش خیلی کمتر از اینیه که تو پنج شش ماه دادید.
.
بگذریم

پی نوشت: روبروی دانشگاه امیرکبیر در خیابان ولیعصر به همراه چندتا از دوستان ایستاده بودیم، یکدفعه دیدیم که چند تا از مأموران نیروی انتظامی با باتون دویدند سمت یک اتوبوس شرکت واحد که کلی مسافر هم داشت و اتوبوس را نگه داشتند ( من با خودم گفتم حتماً ادم مسلحی چیزی دیدن که اینطوری یورش بردند به سمت اتوبوس) . باورتون نمیشه مأمورا از پله های سمت بانوان رفتند بالا و دوتا دختر جوان را که نماد سبزی دردست داشتند را با زور پائین آوردند و داخل ون کردند و باخودشون بردند. به همین راحتی!!!

پی نوشت دو: هرچی فیلم و عکس از شانزده آذر بود را تا جائیکه امکان داشت، در بخش لینکدونی گذاشتم.

پی نوشت سه: عنوان نوشته یکی از شعارهای امروز بچه های دانشگاه تهران هست که انگار کلی مهمان ناخوانده از خواهران و برادران بسیجی داشتند که این روزا اجازه ورود به هرکجائی را دارند و به هرشکل و شمایلی در می آیند. دیروز جلوی سفارت انگلیس تئاتر خیابانی اجرا میکنند و صحنه کشته شدن "ندا" را آنطور که برایشان نوشته اند به نمایش می گذارند و امروز نقش دانشجو را در دانشگاه های ایران و فردا خدا میدونه بازیگر کدوم سناریو خواهند بود. یکی از دانشجوهای دانشگاه تهران میگفت به این مهمان های ناخوانده کارت ورودی داده بودند که روی آن نوشته شده بود، الغدیر.

پی نوشت چهار: راستی سردار فضلی گل هائی که وعده داده بودید، نیروهایتان حواله مان کردند. گل هائی آغشته به بوی تند فلفل و گهگاه باروت...


10 نظرات:

فرشاد گفت...

خيلي قشنگ بود بنفشه عزيز،‌مخصوصا اين جمله آخر فوق العاده بود ..
به نظر من 16 آذر يك روز خاص دانشچويان بود و همين كه دانشگاه ها تبيدل به صحنه اعتراض شد و تجمع ها اون جا بود كافيه و اگر هم خيابان ها خلوت بودند مشكلي نبود ..
راستي نكته متفاوت 16 آذر حضور نيروهاي راهنمايي و رانندگي تو خيابان ها بود و نمي گذاشتند ماشين ها تو جاهاي حساس پارك يا توقف كنند . علتش هم كه مي دونيم ..

راستي علت مشكلات اينترنت هم كه معلومه .. چون فضا كاملا پر از دانشجويان ولايي بود ،‌ دوستان حواستند تا اينترنت را ببند تا من و شما نبينيم و حسرت نخوريم ...

بنفشه جمالی گفت...

مرسی فرشاد عزیز از حضور همیشگی ات
آره دیروز نیروی راهنمائی رانندگی هم قاطی این بازی ها شده بودند...انگار روز به روز برای سرکوبی مردم به نیروهای بیشتری احتیاج دارند

سینا گفت...

من که داخل دانشگاهو ندیدم ولی تو تصاویری که خودشون نشوون میدادن همه چادری و با شلوار پارچه ای و موها یه ور بودن!!
این همه بسیجی دانشجو داشتیم و ما خبر نداشتیم!!!!

بابک خرمدین گفت...

این نیز بگذرد و به قول اون ترانه انقلابی بگرذد این روزگار تلخ تر از زهر ، بار دگر روزگار چون شکر آید

بنفشه گفت...

@سینا
امروز هم دوباره دانشگاه شلوغ شده، دانشکده فنی رو بسیجی ها گرفتند و دانشچو ها رو با فحش و کتک بیرون کردند این شده حال و روز دانشگاه های ما که هر ننه قمری می تونه سرش رو بندازه پائین و بیاد هر کاری دوست داره بکنه

@ بابک
بله به قول حضرت حافظ آنچنان نماند و اینچنین نیز نخواهد ماند

مهدی طیوری گفت...

پی‌نوشت سه‌ات باز منو یاد اون یادداشت کوتاه درخشان انداخت: «تن فروش چه کسی است؟!»

بنفشه جمالی گفت...

آره مهدی این روزا بسیجی ها نمونه واقعی آدمهای تن فروشی هستند که فقط فروشنده جسم هاشون نیستند بیشتر از اون روحشون رو از دست دادند

مصطفی موسوی گفت...

بابا به جای عربده کشیدن و خط و نشان کشیدن بنشینید ببینید این مردم چی می گند به خدا هزینه اش خیلی کمتر از اینیه که تو پنج شش ماه دادید.
.

***
خیلی بیشتر از پنج ششماه است
افق نزدیکش میشه هجده تیر هفتاد و شیش
اگه همون روز بجای جبهه گرفتن و بگیر و ببند سوالهای مردم رو جواب میدادن امروز این گرفتاری بزرگ رو نداشتن .خاطرتون باشه تو اون جریانات فوقش بیست هزار نفر تو خیابون بودن ولی سوالها بی پاسخ موند و مطالبات انباشته شد امروز مردم میلیونی تو خیابونهان
خودت حساب فردا رو بکن

مهندس پنگول جونی گفت...

همیشه پاینده باشی آبجی

قاصدک گفت...

زنده باشی و سبز
دوست آبی ِ من

پایداری تا بهار V

ارسال یک نظر