وداع


امروز به خاک سپردیمش. مادربزرگ را می گویم. همان که سهمی از خاطرات کودکی ام بود. صورتش آرام بود و بدون درد. بعداز آن همه دردی که کشیده بود. آن مرض لعنتی که بند بند وجودش را به بند کشیده بود. امروز به خاک سپردیمش، کنار پدربزرگ که دیگر نیست. کنار مسعود که باور کرده ای نبودنش را......مادربزرگ هم خاطره شد، روحش شاد.

پی نوشت: این روزها " آبی" برایم حکم دفترچه خاطراتی را پیدا کرده است که مدام برای ثبت لحظه هایت به آن پناه می بری. نمیدانم چرا؟ قبل تر از اینها اگر بود، شاید، این نوشته و بسیاری از نوشته های دیگر را نمیگذاشتم، اما این روزها رها شده ام در نوشتن.

پی نوشت دو: برخی آهنگ ها شبیه روزهایت می مانند یا شاید روزهایت شبیه به آن شده است. مثل این قطعه از موسیقی فیلم بابا عزیز و صدای کمانچه ای که شبیه به این روزهاست. (نام قطعه ایشتار است.)

17 نظرات:

سینا گفت...

خدایش بیامرزد

قاصدک گفت...

خدا رحمت كنه

جنون ِ جنوبي گفت...

فقدان مادر بزرگ براي من از تلخ ترين خاطرات زندگي ام بود . او نه فقط بخشي از كودكي ام بلكه تمام تعلقات و پيوند هاي فرهنگي ام را شامل مي شد كه حكايت مفصلي دارد . من نيز در اين غم با تو شريكم .

مهندس پنگول جونی گفت...

خدا رحمتشون کنه.
خیلی سخته تحمل نبودن کسی که برات ارزشمنده.
برات صبر آرزو دارم.

ما رو هم تو غمت شریک بدون آبجی.

فرشاد گفت...

سلام بنفشه عزیز ... از دست دادن هر عزیزی خیلی سخته .. مخصوصا اینکه با اون فرد خاطرات تلخ و شیرین زیادی داشته باشی .. یا اینکه کنارش بودن برات آرامش بخش باشه ..

به هر حال ، فقط میتونم براشون آرزوی آمرزش الهی و برای شما و خانواده محترمتون آرزوی صبر بکنم و برای طول عمر باقی عزیزان دعا کنم

میثم الله‌داد گفت...

بنفشه؛
آبجی من رو توی غم خودت شریک بدون.
متأسفم.
خیلی خوبه که اینجا می‌نویسی. داریم با هم زندگی می‌کنیم.

صبــــا گفت...

رفتي و آدمك‌ها رو جا گذاشتي
قانون جنگل رو زير پا گذاشتي
اينجا قهرن سينه‌ها با مهربوني
تو تو جنگل نمي‌تونستي بموني


.
.
.


انا لالله و انا اليه راجعون

مـیلاد گفت...

تسلیت میگم بنفشه جان.

زهرا صراف گفت...

بنفشه عزيزم تسليت مي گم. غم آخرت باشه

بنفشه جمالی گفت...

ممنون از همگی دوستان
به هرحال چه بخوایم چه نخوایم مرگ هم قسمتی از زندگی است. مهم این که طول زندگیت رو چه طوری سپری کرده باشی

mahtab گفت...

بنفشه جان من فقط اسمتو تو وبلاگ های پاشویه ، پنگول نامه و تخته شاسی و... دیده بودم
الانم از لینکی که میثم داده بود اومدم
تسلیت میگم عزیزم
خدا بیامرزتشون

خوش به حالت که اینجا مینویسی و از همین طریقم مطمئنم که آروم میشی

بنفشه جمالی گفت...

ممنون مهتاب جان، ممنون از اینکه به آبی سر زدی خانومی

بابک خرمدین گفت...

یادش گرامی ، بنفشه جان امیدوارم همیشه با شادی و خوشی ازش یاد کنی ! تنها چیزی که از آدمها میمونه خاطرات هستن چه خوب چه بد !
من هر دو مادر بزرگم رو سالهای ساله از دست دادم ولی خیلی وقتا باهاشون درد و دل می کنم و همیشه با خنده و خوشی ازشون یاد میکنم
تنها چیزی که می تونم بگم اینه که ناراحت نباش و صبور باش این یک واقعیت هست که آدم می تونه همیشه با خوبی ازش یاد کنه

بنفشه گفت...

ممنون بابک جان
همانور که گفتی خاطرات خوب و خوشی که از آنها برامون میمونه می تونه تسلی بخش باشه

بهار ایرونی گفت...

سلام بنفشه جونم
طبق معمول دیر رسیدم
اما دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدنه
تسلیت میگحتی نمیتونم فکر کنم به روزی که عزیز جونم رو از دست بدم
.
.
برای روحشون آرزوی رحمت الهی میکنم

مهدی طیوری گفت...

تسلیت من را هم بپذیر

وحیده گفت...

ببخش که دیگر رسیدم ... منم تسلیت می گم بنفشه ی عزیز ... روحشون شاد
*
*
سلامت وشاد باشی دوست خوبم

ارسال یک نظر