آرزوهای در خاک خفته


فردا ساعت چهار صبح، بهنود شجاعی اعدام خواهد شد. بهنود شجاعی 88/7/19 و صفر انگوتی 29/7/88 اعدام خواهند شد. وقت اجرای این دو امروز 14/7/88 به اینجانب ابلاغ و قرار شد در روزهای یاد شده، ساعت 4 صبح در محل اجرای حکم حاضر شوم. امیدوارم یا ریاست قوه قضاییه جلوی اجرای حکم را بگیرند و یا اولیاءدم از اعدام این نوجوانان بگذرند. این جملاتی است که محمد مصطفائی در وبلاگ خود" دفاع بی دفاع" نوشته است. فردا بهنود شجاعی اعدام خواهد شد. مانند بسیاری دیگر که اعدام شده اند، همانند "دل آرا دارابی " که در یازده اردیبهشت 1388 اعدام شد، همان دخترک نقاش را می گویم که در سن هفده سالگی به اعدام محکوم و در بیست و سه سالگی طناب دار به گردنش آویخته شد. بهنود شجاعی هم، فردا همانند دل آرا اعدام خواهد شد. نه به خاطر اینکه حکومتی نظیر حکومت فعلی ایران " مجازات قصاص را اعدام دانسته است" نه!!!.... به خاطر آنکه " هنوز بخشیدن را یاد نگرفته ایم" مگر نه اینکه می گویند زمان مرهمی است برای التیام بسیاری از زخم ها؟؟؟ پس این چه کینه ای است که بعد از گذشت پنج، شش سال همچنان در وجود اولیاء دمی که طناب را به دور گردن دل آرا آویخته اند و آنهائی که فردا صبح نظاره گر پیکر بی جان بهنود شجاعی خواهند بود، زبانه میکشد.؟؟......... بهنود شجاعی هم فردا اعدام خواهد شد، همانند دل آرا، که آرزوی آزاد زندگی کردن و ادامه تحصیل را که در آخرین ملاقات خود با مادرش درد دل کرده بود، با خود به گور برد.




این عکسی است که دو سال پیش در سال 2007 خبرگزاری رویترز منتشر کرده است. دختر بچه ایرانی در حال تماشای اجرای مراسم اعدام برای دو مرد است. امروز در انتهای برنامه تفسیر خبر مجری برنامه از محمد مصطفی وکیل بهنود شجاعی پرسید تا به حال پیش آمده است که مردم در هنگام اجرای مراسم اعدام در ملاء عام به آن اعتراض کنند؟؟ پاسخ محمد مصطفائی را همه میدانیم و به چشم خوددیده ایم: نه، اجرای بسیاری از این مراسم با حضور جمع زیادی از مردم که انگار به تماشای فیلم سینمائی آمده اند، برگزار میگردد..... به نظر شما چند درصد از مردم ایران اساساً با حکم اعدام مخالفند؟

پی نوشت: بهنود شجاعی اعدام شد.صدها نفر از مردم در بیرون از زندان اوین حضور پیدا کردند تا رضایت اولیاء دم را جلب کنند، پدر بخشید،خواهر و برادر هم بخشیدند، اما مادر نه!!!!!!!!!باور نمیکنم که "یک مادر" بخشیدن و گذشتن از کودکی را که ناخواسته خطائی را مرتکب شده است، بلد نباشد. بعد از چهارسال جسم بی تاب این نوجوان آرام گرفت.

پی نوشت: محمد مصطفائی وکیل بهنود از لحظات آخر او میگوید و مادر احسان که چهارپایه را از زیر پاهای بهنود کشید...آخرین مصاحبه بهنود را هم بخوانید. بهنود هم آرزوی دیدن آسمان آبی را با خود به گور برد.

11 نظرات:

قاصدک گفت...

عکس این دختر و دیده بودم
ولی نمی دونستم توضیحش رو
عجب !
:-|

قاصدک گفت...

فردا ساعت 4صبح
وقتی همه خوابیم

میثم الله‌داد گفت...

بنفشه روی نکته‌ی خوبی دست گذاشتی. فرهنگ بخشش. فرهنگ دوری از خشونت. این چیزیه که باید جا بیافته. این فرهنگیه که باید روش کار کنیم و پروشش بدیم و عمومیش کنیم. آفرین دختر. به خواب نبودنت و شب بیداری‌هات و دغدغه‌هات قبطه می‌خورم. به نظرم تو فاصله‌ی جلوتری رو از من می‌بینی. افقت پهن‌تره. آفرین.

سید علی بنی جمالی گفت...

کاش فقط دم از بخشش نزنیم و بتونیم ببخشیم .

هر وقت تونستیم خودمون این کار رو انجام بدیم میتونیم روی ترویجشم کار کنیم و جنبه عمومیت بهش بدیم .


نمیدونم خوابی یا بیدار اما من بیدارم و سردرگم و کلافه دقیقاً مثل شب 23 خرداد ، همون شب لعنتی

بنفشه جمالی گفت...

تمام شد، تمام

جنون ِ جنوبي گفت...

واكنش به هنگام و اطلاع رساني به موقع ات در خصوص وقايع روز و همدلي كه با مسائل انساني جامعه داري بسيار قابل تقديره .ه

رهگذر گفت...

ظاهراً کار از کار گذشته
برام جالبه که برای سه تا از متهم های بعد از انتخابات هم حکم اعدام بریدن
فکر کن که بذاریم
اگه بذاریم مرد نیستیم

س ي م ا گفت...

اول صبح خوندم.
تموم دنیام خراب شد...
آخه چرا؟؟؟...

قرمزته گفت...

سلام

اين چيزيه که برخي مواقع بهش فکر مي کنم.
بخشايش. نمي دونم آيا مي شه از همه اين انتظارو داشت يا نه. مثلا آيا مي شه آنچه که در ماه هاي اخير توسط دولت انجام شد رو بخشود؟
متشکرم از بلاگت.

مهندس پنگول جونی گفت...

همون چیزی که خودت گفتی

یعنی بخشیدن انقدر سخته؟؟؟ خدا هیچ کس رو اینطور امتحان نکنه

فرشاد گفت...

واي بر ما كه گمان مي كرديم عشق را بايد كشت ...

راستش ،‌از دلارا گفتي ، هم شهري غريب ما .. كسي كه خيلي كارها برايش كرديم اما نشد ...

به هر حال ،‌فارغ از قوانيني و تصميمات حكومتي و قضاييي ما ،‌مشكل اساسي همين چيزي است كه آخر كار اشاره كرديد،،‌ مردم ما و اعدام ..

مسئله اي كه كه شايد ساعت ها با پدرم و ديگر دوستان راجع به آن بحث كرده ايم ...
مشكل اساسي اين است كه اگر كسي برادر ما را كشت ،‌ما هر چقدر هم "شعار" مخالفت با اعدام سر دهيم در هنگام عمل و پيشامد،‌از قاتل نمي گذريم و ....
يعني ،‌بايد به جاي اينكه فقط بياندازيم گردن حكومت و ... كه چرا اعدام مي كنند و .. (البته به جز مواردي كه به دلايل سياسي و جرايم خاص و همچنين سنگسار و ... مجازات داريم ) -- عرض مي كردم به جاي اينكه بگوييم حكگومت چرا اعدام مي كند بايد بگوييم ما چرا از اعدام نمي گذريم ...
سوال اين است ..
بايد فرهنگ گذشت را به معناي واقعي بياموزيم و تعليم دهيم...

ارسال یک نظر